تبليغاتX
Parmida
عکسهای 3 ماهگیم :
Parmida
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 13:19 |
یه غیبت صغری!!!!! و ....

دوستای خوب سلام.

یه چند وقتیه از همتون بی خبرم. به قول مامانم همش تقصیر بدقولی خدمات hp است که باعث شده ما نزدیک 1 ماهه که اینترنت درست و حسابی نداریم. حالا که ما دوباره برگشتیم امیدوارم همه نی نی ها و ماماناشون و باباها خوب باشن.

 

جاتون خالی ما رفتیم شمال. اولین مسافرت درست و حسابی.

برخلاف تصور همه از بس که خانم بودم و اذیت نکردم، مدت مسافرت کمی بیشتر شد.

کنار دریا لب ساحل، همچین رومانتیک با صدای موج می خوابیدم !!! که گاهی می گفتن: وا!!! پارمیدا خوابید؟؟؟؟؟

توی جنگل و توی بغل هم انقدر خوب و بی ادا اطوار شیر میخوردم که کیف کردن!!! آخه میدونین بالای سرم رو که در حین شیر خوردن میدیدم، درخت بود و جوجو بود و کلی جدید و جالب بود و اصلاً هم هیچ شباهتی به سقف بی ریخت و تکراری اتاق نداشت!!!! درست نمی گم؟؟؟؟؟

فقط بزرگترین مشکل این بود که گرم بود! منم که گرمایی، هر وقت انگشت شست پام هم آفتاب می افتاد حتماً یه جیغ میزدم!!!!! همینکه چند دقیقه هم کولر خاموش میشد، فوراً اعلام میکردم!!!!

این شد که به لطف اخلاق جالبم یه لقب جدید گرفتم : ترمومتر!!!!!!!! آخه من حتی دما رو زودتر از موتور ماشین هم اعلام میکردم!!!!

وقتی برگشتیم تهران، تا یکی دو روز اصلاً نه خوب میخوردم، نه خوب میخوابیدم، تا اینکه دوباره به خونه عادت کردم. تازه اونجا که بودم گاهی پاهامم به عوض زیر شیر، زیر آبشار می شستن!!!!!

خلاصه که بد نبود، حالا اگه نگهداری من برای بقیه کار سختی بود؟؟؟؟ من در جریان نیستم!!!!!!!

البته فکر نکنم!! چون من فقط گاهی جیغ میزدم و برخلاف اکثر نی نی ها اصلاً تو ماشین نخوابیدم و شب ها هم تا 2 اینجورها بیدار بودم!!! فقط همین!!!!

عکسای مسافرت و عکسای جدیدم هم توی پست بعدی. بای.


+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 16:35 |