انقدر بدم مياد از كم كاري كردن و بيكار يه گوشه اي نشستن!!!
اين ماشين لباسشويي به نظرم مياد كم كاري ميكنه!!!!
منم يه راه حل خيلي جالب و موثر براي تنبيهش پيدا كردم: لباسهايي رو كه شسته و مامان هم روي رخت آويز مورد علاقه من!!!!!!!!! پهن كرده، انقدر مي كشم تا بيفته زمين!
بعد هم كشان كشان مي برم دوباره ميذارم توي ماشين لباسشويي تا بشورتشون!
يعني چي كه بيكار گرفته نشسته!
بايد مغزش و جسمش فعال باشه!
وگرنه دچار فرسودگي و پيري زود رس ميشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مگه نه؟؟؟؟؟؟؟![]()
پ.ن. سرفه میکنم حسابی. صدام گرفته. کاملاْ بی حوصله ام . دارو هم نمیخورم و باید به زور دست و پام رو بگیرن و بریزن توی دهنم. خیلی بده خیلی بد. مامان میگه صدام مثل صدای پیرزنها شده. دیروز هم با مامانم موندم خونه که بهتر شم. خدا کنه زودتر خوب خوب بشم.
(مامان پارمیدا)
يار مو كوتاه!
لب ياقوتا!
نري تو كوچه ها! مي گيرنتا!
مي برنتا! مي خورنتا!!!!!![]()
عاشقاي تو هزار هزار!![]()
چكنم به كار كردگار! اون يار عاشقونه! .......![]()
از اين ترانه اي كه چند روزي مامانم هي پشت سر هم برام زمزمه مي كرد، تقريباً معلومه كه چه خبره!!!
بله! روز دوشنبه 23 مهر ماه، من رو بردن آرايشگاه و موهامو كوتاه كردن!
مباركه. مبارك. ![]()
اولين آرايشگاه! اونقدر گريه كرده بودم كه وقتي اومديم بيرون تا نيم ساعت هق هق ميكردم!!!!![]()
![]()
![]()
به مامانم هم بعنوان جنايتكار!!!
يه جوري نگاه ميكردم و باهاش قهر كرده بودم كه بيا و ببين!
بعدش هم آخه ديگه حجت رو تموم كردن و منو بردن حموم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ![]()
![]()
قيامتي بر پا شده بود كه بيا و تماشا كن!
شهر شهر فرنگه!!!!!!!!!!!!!!!!!! ![]()
![]()
حالا اين هم کلی عكس خوشگل:


چيزي نيست كه! فقط يك كم ماست خوردم!!!!

خانم كوچولوي مامان!

تا حالا تونستين با پستونك تلفني حرف بزنين!!!!! امتحان كنين!!!!

و این هم شما و یار مو کوتاه!!!!!!!!!!!!!!!!

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()