تبليغاتX
Parmida
عمو زنجير باف!

عمو زنجير باف... بَعِه!

زنجير منو بافتي؟... بَعِه!

پشت كوه انداختي؟... بَعِه!

بابا اومده... چي چي چي چي؟!!!

نخود و كشمش... با صداي چي؟... ميو ميو موِ !!!!! اِ اِ!!!!

بخور و بيا... نَه نَه نَه!!!!

 

اصولاً دوست ندارم حرفي از خوردن بشه! حتي توي شعر عمو زنجير باف!!

 

(مامان پارميدا)


+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 13:9 |
نتيجه يادگيري!! / سال نو، كارهاي نو!!

نی نی ها و بزرگترا سال نو مبارک. تعطیلات خوش گذشته؟

ني ني ها! هر چي آجيل بود ريختين زمين؟ هر چي خيار توي ظرف ميوه ها بود يكي يكي گاز زدين! بذارين سر جاش؟؟ تا آبروي ميزبان بره؟؟؟ به فرشها شيريني شكلات دادين بخورن؟ گناه داشتن ها!!! راست بگين چقدر ظرف شكستين؟ مثل من يكي! دو تا يا بيشتر؟؟ چايي هاي ته فنجانها رو چي؟ چه بلايي سرشون مي آوردين؟ ميخوردين؟ مي ريختين زمين؟روي مبل؟ توي كفشها؟؟ من مي ريختم روي مبل و زمين!

دو سه روز قبل از عيد، ياد گرفتم كه ديگه پستونكم رو، مَميي! مَيي! و امثالهم صدا نكنم و يا با ايما و اشاره اون رو نخوام، دختر خوبي شدم و قشنگ ياد گرفتم صداش كنم :مي مي!!!

همينكه مامان ديد من اسمش رو ياد گرفتم، گفت ديگه نميشه بخوريش! همين مونده بود كه به اين خوبي بفهموني چي ميخواهي؟ ديگه نميشه از زيرش در رفت! براي همين من رو ترك دادن و ديگه من مي مي نميخورم! هيشكي فكر نميكرد من به اين راحتي ها، مي مي رو كنار بذارم و خيلي بهونه گيري نكنم و تازه به جاش حاضر شدم توي شيشه شير بخورم!  اين شد نتيجه يادگيري!

يك توصيه كودكانه: ني ني ها يادتون باشه اگه اسم چيزي رو ياد گرفتين، اصلاً بروز ندين!!!!

كارهاي نو!!

امسال برخلاف پارسال كه يه عكس بدون گريه و زاري هم نداشتم، بدون جنگ! لباسهام رو پوشيدم و خودم ژست گرفتم تا ازم عكس بيندازن!! روي ميز هم نشسته بودم و به همه سين ها و ديگر حروف الفبا! دست ميزدم!!

- كلمه هايي كه ياد گرفتم: بَعِل(بغلم كن!)، خاله، كليد؟!!!(به بابابزرگم مي گفتم كليد بياره بريم ددر!!)، توت، مامانَم!(موقعي كه يه التماس دعايي از مامانم دارم: بيشتر در مواقعي به كار ميره كه توي حمومم و ميخوام برم بيرون!)، باباییه (وقتی که میخوام بابام رو وادار کنم من رو ببره گردش!)، بييم(بريم)، بيه بيه(بيا)، بيه بيه دِ اِ !( بيا ديگه! با لحن تند!)، هاپويي، فِش(ماهي قرمز عيد)، بِش(بشين)، كَش(كفش!)، چي دي(CD)، دوباره، خخ! به معني خداحافظ ارتقا يافته و شده: خش!(هر دو ساكن!) و بالاخره من ياد گرفتم بگم:آپ!(آب)....هوراااااااااااااااااااااااااااااا

- يك خوردني جديد، جذاب و عجيب! به علايقم اضافه شده به نام: ماء الشعير!! با انواع طعم ها!!!!!!!!!!!!!

- تعطيلات عيد رو بيشتر در خونه و نهايتاً گردشهاي كوچك و امن گذروندم. دوازده بدر هم رفتم! سيزده بدر همينكه رسيديم توي پارك رعد و برق و باد و خاك و بارون شديد گرفت و ما بلافاصله فرار را بر قرار ترجيح داده و برگشتيم خونه!

 

 

 

حياط خونه بابابزرگ و من با كيف و كلاه و دمپايي!!!!

 

 

دوازده بدر!!! - كيلان

 

 

سال خوب و پر از شيطنت و سلامتي داشته باشين.

پ.ن.۱:دو سه روزه سرفه ميكنم و دارم دارو ميخورم .اين هوا هم كه گرم نميشه تا من بهتر بشم. تابستون كجايي؟؟؟؟؟؟؟؟

 

(مامان پارميدا)


+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 11:3 |