* يكي ديگه از سرگرمي هام توي دوران مرغي! اين بود كه سي دي ميديدم، اونقدر كه گاهي هر سي دي ميتونست 2 بار هم نوبتش بشه!!!!!
اين عادت همچنان ادامه داره و مامان بابا سعي دارن از سرم بیندازن!
پريروز يكشنبه كه داشتيم از مهد بر مي گشتيم خونه:
- مامان؟! بريم خونه سي دي دزد!(فيلم باغ آلوچه) رو بذار برام.![]()
-- نه مامان!
بريم خونه غذا بخوري، با هم بازي كنيم، حرف بزنيم، خوشحالي كنيم و.....![]()
- نه! سي دي بذار!
يه دونه سي دي، يه دونه كارتون، يه دونه سي دي و ...![]()
-- تو مامان رو بيشتر دوست داري يا سي دي رو؟![]()
- سي دي... (يه مكث كوتاه) مامان رو!![]()
-- خب! پس با مامان بازي كن كه دلش برات تنگ شده
، وگرنه مامان به چه دردي ميخوره؟![]()
- سي دي بذاره!
درد سي دي گذاشتن بخوره!!!!![]()
* ديروز رفتم دكتر آخه كمي سرما خوردم
. قبل از اومدن دكتر چنان سر و صدايي راه انداخته بودم و بازي و شوخي و.... كه بيا و ببين!
مثلاً اينكه مرتب ميخوندم: حالم بده! حالم بده! يارم سبته!!!!....
(حالم بده، حالم بده، يارم رفته نيومده، يكي از حرفهايي که باب اسفنجی میزنه، توي همون سي دي اش كه زياد مي بينم!!!)
يا اينكه دستبند منشي دكتر رو از دستش در آوردم و نشستم به بازي كردن!
مداد و کاغذ برداشتم یک کم نقاشی کردم. خسته که شدم روی دیوارها چند تا خط كوچولو كشيدم!!!!
به منشي دكتر هم ميگم خاله دكتر!!!!!
چون مثلاً بهم گفتن به خاله سلام كن! و از اونجايي كه من خوب ميفهم خاله ام نيست، بهش ميگم خاله دكتر!!!!![]()
خاله دکتر به شوخی به دکتر گفت که من روی دیوارها براش نقاشی کشیدم! دکتر هم بهم گفت: خب اسمت رو هم می نوشتی یادگاری بمونه!!!! ![]()
تا اينكه موقع معاينه، قيامت راه انداختم!![]()
دكتر بهم ژل سيكاكتيو URIAGE داد كه روي جوشهام بزنم تا جاهاشون نمونه
. گفت چند روز ديفن هيدرامين كامپاند و لوراتادين بخورم و قطره بيني بريزم(كه حالا ريختن اون در نوبه خودش ماجراييه!!!![]()
) كه اگه بهتر شدم آنتي بيوتيك نخورم كه اميدوارم همينطور بشه و آنتي بيوتيك نخوام.![]()
![]()
* روز شنبه رفته بوديم براي سفارش كيك
. ديگه موقع برگشتن خيلي خسته شده بودم و كلي مامان رو اذيت كردم، توي ماشين شالش رو از سرش كشيدم
، از پشت صندلي پا مي كوبيدم
و شيشه شيرم پرت كردم و ..... كه مامان هم از دستم ناراحت شد و باهام حرف نزد
. يك كم كه گذشت به مامان گفتم:
- چرا با من صُبت نميكني؟!
چرا جبابم (جوابم) نميدي؟![]()
-- چون كاراي بدي كردي. خوشم نيومد.![]()
- بيا بوست كنم. ژستش رو گرفتم ولي بوسش نكردم. ![]()
-- خب پس چي شد؟
چرا بوسم نكردي؟ فقط اداشو در آوردي؟![]()
![]()
-- آخه بوسم تموم شده ديگه!!!![]()
![]()
بعد از چند لحظه بالاخره بوسش كردم و گفتم: بوسم اومد!!!!!![]()
![]()
![]()
* داشتم حسابي با عروسكها بازي ميكردم و هه رو ميخوابوندم و .... كه مامان گفت بيا همه عروسكهات رو بياريم بچينيم باهاش عكس بگيري!![]()
- من و عروسكهام ...

- من و خرس عروس كه سوار هاپو شديم!!

- خوابيدم روي دستهاي هاپو!!!

اينهم عكس همون تبس بازي!!!!

(مامان پارميدا)